عاشقم
اهل همین کوچهی بن بست کـناری
که تو از پنجرهاش پای به قلب من ِ دیوانه نهادی
تو کجا؟ کوچه کجا؟ پنجرهی باز کجا؟
من کجا؟ عشق کجا؟ طاقتِ آغاز کجا؟
تو به لبخند و نگاهی
منِ دلداده به آهی
بنشستیم
تو در قلب و
منِ خسته به چاهی
گُنه از کیست؟
از آن پنجرهی باز؟
از آن لحظهی آغاز؟
از آن چشم ِ گنه کار؟
از آن لحظهی دیدار؟
کاش می شد گُنهِ پنجره و لحظه و چشمت،
همه بر دوش بگیرم
جای آن یک شب مهتاب
تو را تنگ در آغوش بگیرم
نظرات شما عزیزان:
سرش داد نزن . . .
باهاش قهر نکن . . .
دوسش داشته باش . . .
اون . . .؟
به خاطر تو . . . منو فراموش کرد . . .
پاسخ:هر کسی ک ب خاطر نفر دوم اون اولی و فراموش میکنه حقشه بدترین رفتارا باهاش بشه
گــــــــوش کن
صـــــدایی مـــی آید
خــــــوب گـــــوش کــــن . . .
صدای نالــــــــــه های زمیـــن است
کـــه مــــــردی با گلنـــــــــــگی
گـــــــــودالـــی در حـــــال کنــــدن است
گـــــــــــودالی به شکـــل مستـــــطیل
بـــــــــــــــــــــــــــ رای مـــــــــــــــــــن . . .
پاسخ:عه خدانکنه آجی این چ حرفیه :( دیگه از این حرفا نزن خوبیت نداره
هیچ فاصله ای دور نیست
هیچ زمانی زیاد نیست
و هیچ عشق دیگری نمبتواند آن دو را ازهم دور کند
محکم ترین برهان عشق اعتماد است
پاسخ: اینی ک میگی درست وقتی دو قلب برای یکدیگر بتپد هیچ فاصله ای دور نیست ولی ... وافعنی خوب ک فکر کنی فاصله هست خیلی زیاد همین فاصله هاس ک ادمها رو از هم دور میکنه :(
جان ان یک شب مهتاب
تو را تنگ در اغوش بگیرم
پاسخ:
تا بیش از این انرژی ات را صرف نکنی برای....
صادقانه دروغ گفتن
خالصانه خیانت کردن
و عاشقانه بی وفایی کردن....
و هر چه بیشتر خودت را از چشمم انداختن...!!!!
و چه حس پوچی بود این که میپنداشتم... لایق اعتمادی
فانوس به دست کوچه دیدار است
آنگونه تو را در انتظارم که اگر
این چشم بخوابد ، آن یکی بیدار است !
پاسخ:الهــــــی :)
.gif)
.gif)
.
.
.
.
.
.
ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺘﻢ : ﺍﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﻣﺶ ﺑﻬﻢ ﺑﺪﻩ
5 ﺳﺎﻝ ﺍﺯ ﻋﻤﺮﻡ ﮐﻢ ﮐﻦ
ﮔﻔﺘﺶ : ﻧﻤﯿﺸﻪ
ﮔﻔﺘﻢ : ﺩﻩ ﺳﺎﻝ ﺍﺯ ﻋﻤﺮﻡ ﮐﻢ ﮐﻦ
ﮔﻔﺘﺶ : ﻧﻤﯿﺸﻪ
ﮔﻔﺘﻢ : ﭘﻮﻧﺰﺩﻩ ﺳﺎﻝ ﺍﺯﻋﻤﺮﻡ ﮐﻢ ﮐﻦ
ﮔﻔﺘﺶ : ﻧﻤﯿﺸﻪ
ﮔﻔﺘﻢ :ﺧﺪﺍﺟﻮﻥ ﮐﻞ ﻋﻤﺮﻣﻮ ﻣﯿﺪﻡ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ
ﺯﻧﺪﻩ ﺑﻤﻮﻧﻢ ﺍﻣﺎ ﮐﻨﺎﺭ ﺍﻭﻥ !!
ﺧﺪﺍﺑﻐﻀﺶ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ:
ﻟﻌﻨﺖ ﺑﻪ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺁﺩﻣﺎ
.
"" ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﺩﺕ ""
.
ﺑﻤﯿﺮﯼ ﻫﻢ ﻓﺎﯾﺪﻩ ﻧﺪﺍﺭﻩ
.gif)
همه.تنهــــــا میان جمع.
تلخ است باور حقیقـــــــت ها.حقیقت هایی تلخ و پذیرفتن انها و تحمل انها...
من فقط اندکی آغوشتـــــــــــــــ را نیاز دارم...
هم ميزني هم ميگويي گريه نكن?!...
کــه انسان بـایـد تــاوان دعـاهــای مــستجاب شده خــود را بپــردازد . . .
بَعضــے وَقتها ..
فَقَط بَعضــے وَقتها …
بَراے یـِک لَحظِـﮧ هَم کِـﮧ شُده … هَمِـﮧے ِ دُنیاے یــِک نَفَر باشــے

گریه در تاریکی..!
آرزوی که تا ابد آرزو می ماند..!
و خدای حقیقی که در میان بت ها گم شده..!
من هیچ از آدم های این شهر نمیخواهم فقط راه فرار کجاست

آدم، زیادی نزدیک باشد میسوزد، زیادی دور، یخ میزند
باید نقطهی درست را پیدا کرد و در آن ماند . . .
پاسخ:اوهوم

.gif)
پاسخ:احسنت :)

با شب بمان ، شب گرچه تاریک است ، لیکن همیشه یک رنگ است .