صبور
من صبورم اما...
به خدا دست خودم نيست اگر مي رنجم
يا اگر شادي زيباي تو را به غم غربت چشمان خودم مي بندم
من صبورم اما...
چقدر با همه ي عاشقیم محزونم!
و به ياد همه ي خاطره هاي گل سرخ
مثل يک شبنم افتاده ز غم مغمومم
من صبورم اما...
بي دليل از قفس کهنه ی عشق مي ترسم
بي دليل از همه ي تيرگي تنگ غروب
و چراغیکه تورا از شب متروک دلم دور کند
من صبورم اما...
آه اين بغض گران صبر چه مي داند چيست....
به خدا دست خودم نيست اگر مي رنجم
يا اگر شادي زيباي تو را به غم غربت چشمان خودم مي بندم
من صبورم اما...
چقدر با همه ي عاشقیم محزونم!
و به ياد همه ي خاطره هاي گل سرخ
مثل يک شبنم افتاده ز غم مغمومم
من صبورم اما...
بي دليل از قفس کهنه ی عشق مي ترسم
بي دليل از همه ي تيرگي تنگ غروب
و چراغیکه تورا از شب متروک دلم دور کند
من صبورم اما...
آه اين بغض گران صبر چه مي داند چيست....
نظرات شما عزیزان:
شعر غمگینی بود.gif)
پاسخ::( غمگین تر از اون دلم ک هیچوقت نمیتونه بخنده
.gif)
پاسخ::( غمگین تر از اون دلم ک هیچوقت نمیتونه بخنده